انتقال کنترل کالا و خدمات مبنای اصلی شناسایی درآمد است و در اغلب قراردادهای فروش، نقطه خروج کالا از انبار و امکان استفاده یا فروش توسط مشتری، زمان تحقق درآمد محسوب میشود.
اجزای تأمین مالی بااهمیت از قیمت معامله جدا شده و بهعنوان درآمد یا هزینه مالی ثبت میشود؛ بهویژه در قراردادهای حملونقل، تولید تجهیزات و معاملات دارویی که پرداختهای مرحلهای یا بلندمدت دارند.
قیمت معامله بر مبنای سفارش خرید و فاکتور فروش تعیین و در صورت وجود اجزای مالی تعدیل میشود. تخفیفات عملکردی، پرداختهای مبتنی بر بهرهوری مشتری و مزایای قراردادی مشابه، موجب کاهش خالص درآمد فروش هستند.
در برخی صنایع مانند غذایی و دارویی، واگذاری تجهیزات به مشتری با هدف بهبود نگهداری محصول یا افزایش کارایی، بخشی از قرارداد محسوب شده و ارزش واقعی تجهیزات بهعنوان کاهشدهنده درآمد شناسایی میشود.
شرکتها برای کاهش برگشت از فروش، اقداماتی شامل پایش موجودی مشتریان، بهینهسازی قیمتگذاری و بهبود قراردادها را اجرا کردهاند که منجر به کاهش نرخ برگشت در محصولات برند و ژنریک شده است.
در زنجیره توزیع دارویی، قراردادهای خدمات توزیع میان شرکت و عمدهفروشان منعقد میشود و هزینههای توزیع بر اساس خدمات واقعی ارائهشده و حجم عملیات پرداخت میگردد.
مثالهای عملی ارائهشده شامل قراردادهای Cost-plus، قرارداد زمان و مواد، و قراردادهای قطعات صنعتی است که نحوه محاسبه درآمد بر مبنای هزینه واقعی، سود ثابت یا ساعات کار تشریح شده است.
این گزارش نمونه، الگوی مرجع شرکتها برای تهیه افشاهای الزامی در صورتهای مالی سالانه بوده و شفافیت بیشتری در نحوه محاسبه و شناسایی درآمد ایجاد میکند