توضیحات رایج برای این کمبود شامل شهرت حرفه حسابرسی به عنوان یک شغل «کسلکننده»، تعادل نامطلوب کار و زندگی، و قانون ۱۵۰ ساعته در آمریکا (که یک سال تحصیل اضافی را الزامی میکند) هستند. اگرچه این عوامل نقش دارند، اما او معتقد است که اینها بهتنهایی نمیتوانند کاهش ساختاری را توضیح دهند.
وتر بنابراین فناوری را دلیل محتملتری دانست. در همان دورهای که شرکتها سرمایهگذاری بیشتری در نرمافزار میکردند، ثبتنام در حسابداری نیز کاهش یافت.
فناوری میتواند هم از نیروی کار پشتیبانی کند و هم آن را جایگزین کند.
در حالت اول، بهرهوری حسابرس افزایش مییابد؛
در حالت دوم، نیاز به نیروی انسانی کاملاً از بین میرود.
هر دو پدیده در حال وقوع هستند، اما کاهش دستمزدها نشان میدهد که اثر جایگزینی تاکنون غالب بوده است. در واقع، حقوق واقعی بین ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ کاهش یافته است. این نشانه کمبود نیروی کار نیست، زیرا در صورت کمبود، انتظار میرود حقوق افزایش یابد.
اما این روند چگونه ادامه خواهد یافت؟دستمزد نسبی حسابرسان پایین است و میزان ثبتنام در برنامههای آموزشی محدود. همراه با روندهای جمعیتی، این ممکن است به این معنی باشد که نسلهای آینده فناوری هوش مصنوعی احتمالاً بیشتر نقش پشتیبان نیروی کار را خواهند داشت تا جایگزین آن. با این حال، وتر تأکید کرد که این موضوع هنوز تنها یک فرضیه است.