قدرت طاهری- پژوهشگراقتصاد انرژیهای تجدیدپذیر
ازاینرو، سیاستگذاری در حوزه انرژی بدون توجه به منابع آب نمیتواند به پایداری بلندمدت منجر شود.با افزایش جمعیت، توسعه اقتصادی، تغییرات اقلیمی و گسترش تنش آبی در بسیاری از مناطق جهان، انتخاب فناوریهای انرژی با مصرف آب کمتر اهمیت بیشتری یافته است. در این میان، انرژی خورشیدی فتوولتائیک و انرژی بادی، به دلیل نیاز بسیار اندک به آب در مرحله بهرهبرداری، میتوانند نقش مهمی در کاهش وابستگی بخش انرژی به منابع آب ایفا کنند.با این حال، رابطه میان انرژیهای تجدیدپذیر و مصرف آب یکسان و ساده نیست.
میزان مصرف آب در فناوریهای مختلف به نوع فناوری، شرایط اقلیمی، شیوه بهرهبرداری و محدوده ارزیابی بستگی دارد. بنابراین، برنامهریزی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر باید بر اساس ارزیابی دقیق ارتباط متقابل آب، انرژی و محیطزیست انجام شود.۲. انرژیهای تجدیدپذیر و اهمیت کاهش مصرف آببخش انرژی یکی از مصرفکنندگان مهم منابع آب در جهان است. آب در مراحل مختلف تولید انرژی، از جمله استخراج سوخت، فرآوری مواد اولیه، خنکسازی نیروگاهها و تولید برق، مورد استفاده قرار میگیرد.
استخراج و استفاده از سوختهای فسیلی میتواند فشار قابلتوجهی بر منابع آب وارد کند. استخراج نفت و گاز، پالایش سوخت و فعالیت نیروگاههای حرارتی، همگی به درجات مختلف به آب وابستهاند. در برخی روشهای استخراج نفت و گاز، مانند شکست هیدرولیکی، حجم قابلتوجهی آب برای هر عملیات مورد نیاز است.
در مقابل، بسیاری از فناوریهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژی بادی و خورشیدی فتوولتائیک، در مرحله بهرهبرداری به آب بسیار کمی نیاز دارند. ازاینرو، جایگزینی تدریجی نیروگاههای متکی بر سوختهای فسیلی با فناوریهای کمآببر میتواند به کاهش مصرف آب در بخش انرژی کمک کند.این مزیت در مناطق خشک و نیمهخشک اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در چنین مناطقی، رقابت میان بخشهای مختلف از جمله کشاورزی، صنعت، شرب و تولید انرژی برای دسترسی به منابع محدود آب شدت بیشتری دارد.با وجود این، نمیتوان تمام فناوریهای تجدیدپذیر را کممصرف از نظر آب دانست.
برخی فناوریها، مانند نیروگاههای خورشیدی متمرکز، بعضی سامانههای زمینگرمایی، زیستانرژی و نیروگاههای برقآبی مخزنی، ممکن است در شرایط خاص مصرف آب قابلتوجهی داشته باشند.بنابراین، هدف سیاستگذاری انرژی نباید صرفاً افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر باشد، بلکه باید انتخاب ترکیبی از فناوریها باشد که علاوه بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، با وضعیت منابع آب و ویژگیهای زیستمحیطی هر منطقه نیز سازگار باشد.