استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی (IFRS) با تکیه بر ” ارزش منصفانه ” (Fair Value) به عنوان ابزاری برای افزایش شفافیت و مربوط بودن اطلاعات مالی طراحی شده‌اند. با این حال، در اقتصادهایی که با تحریم، بی‌ثباتی ارزی و جنگ دست‌به‌گریبان هستند، اتکای افراطی به قیمت‌های بازار منجر به بروز سوگیری‌های می شوند که اصطلاحا “هم‌ چرخه‌ای” (Procyclicality) گفته می شود. در وضعیتی که شکاف عمیقی میان ارزش ذاتی و قیمت‌های بازار وجود دارد مدل‌های ارزش منصفانه نه تنها ارزش دارایی‌ها را با خطای فاحش (کم‌ارزش‌گذاری و بیش‌ارزش‌گذاری) مواجه میکنند، بلکه بستر توزیع سود موهوم را فراهم می آورند و عملا به ابزاری برای گمراهی ذینفعان تبدیل می شوند . اصولا در شرایطی که «جنگ» و «محاصره دریایی» وجود دارد، سیگنال‌های قیمتی مختل و مخدوش میشوند و تکیه بر قیمت‌های بازار در چنین وضعیتی میتواند ناقض ویژگی های کیفی اطلاعات مالی هم باشد.

در ادبیات مالی و حسابداری، این بحث که آیا استانداردهای «ارزش منصفانه» (Fair Value Accounting – FVA) نقش تشدیدکننده بحران را ایفا کرده‌اند یا خیر، یکی از جدی‌ترین مباحث پس ازبحران مالی سال ۲۰۰۸ (financial crisis) بوده است. پس از تجربه  این بحران مالی، اگر چه کسانی بوده اند که از نبود شواهد قوی در پشتیبانی از ارتباط حسابداری ارزش منصفانه با تشدید بحران مالی سال ۲۰۰۸ ، دفاع کرده اند، اما کسان بیشتری طی مقالات آکادمیک و پژوهشی در کنار گزارش‌های نهادهای نظارتی و استانداردگذار، به رابطه مستقیم بین ارزش منصفانه و نوسانات بازار پرداخته اند. در یک جمع بندی کلی می توان گفت که استدلال منتقدان در این رابطه حول محور سه مفهوم اصلی زیر بوده است .

  1. ارزش منصفانه باعث می‌شود در دوران رونق، ارزش دارایی‌ها بیش از حد واقعی (Overstated) و در دوران رکود، بیش از حد پایین (Understated) دیده شود. مشکل (Pro-cyclicality)  یا (هم‌ چرخه‌ای).
  2. به دلیل ضرورت حفظ نسبت‌های سرمایه، موسسات مجبور به فروش دارایی‌ها در کف قیمت می‌شوند و این خود،  قیمت را پایین‌تر می‌برد. مشکل  (Fire Sales) (فروش اضطراری).
  3. وقتی بازار دچار بحران می شود ،  انتقال از ” قیمت بازار” به ” قیمت مبتنی بر مدل” باعث می‌شود تخمین‌ها بسیار ذهنی شده و بحران را پنهان یا تشدید کنند. (Mark-to-Model vs. Mark-to-Market).

در محیط اقتصادی فعلی ایران، این مسئله به دو صورت  می تواند بروز و ظهور ‌پیدا کند:

– بیش‌ارزش‌گذاری: دارایی‌های ارزی و فیزیکی به دلیل جهش‌های نرخ ارز و تورم، ارزشی فراتر از ارزش ذاتی و توان عملیاتی شرکت نشان می‌دهند که منجر به «سود دفتری» اما «نقدینگی کم» شده و پدیده خطرناک توزیع سود موهوم را تقویت می‌کند.

– کم‌ارزش‌گذاری: دارایی‌های مالی به دلیل سقوط شاخص های بازار سرمایه، منجر به شناسایی زیانهای هنگفت می شوند و شرکت ها را به ورطه ورشکستگی سوق می دهند.

مطالعات تاریخی در این رابطه نشان می‌دهد که نهادهای استاندارد گذار مانند FASB  و IASB  در سال ۲۰۰۸ در شرایط بحرانی نسبت به صدور «بیانیه‌های تفسیری» برای محدود کردن اثر قیمت‌های هیجانی بازار اقدام کرده‌اند. خودِ هیات استانداردهای حسابداری بین‌المللی در پاسخ به انتقادات پس از بحران، مستندات و بیانیه های متعددی منتشر کرد تا مشخص کند چگونه می‌توان اثرات منفی ارزش منصفانه را با اصلاحاتی کاهش داد.

یکی از ویژگی های کلیدی استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی (IFRS) که مزیت مهمی به شمار میرود ، ویژگی ” اصول محور” بودن (Principle-based) این استانداردهاست . بر خلاف سیستم های قاعده‌محور (مانند US GAAP) که در ان استانداردها شبیه به یک چک‌ لیست بسیار دقیق و طولانی هستند،  اصول ‌محور بودن  IFRS  در عمل امکان واکنش منعطف‌تر به شرایط محیطی را فراهم می‌سازد که می تواند به عنوان یک ظرفیت برای مهار بحران از آن استفاده کرد.

لذا ضرورت ایجاب می کند در ایران هم طی فرصت کمی که برای تهیه صورت های مالی ۱۴۰۴ و حسابرسی آن باقی مانده است، نهادهایی مانند سازمان حسابرسی، سازمان بورس اوراق بهادار، جامعه حسابداران رسمی و …  با استفاده از ظرفیت های قانونی در کنار ظرفیت خود استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی، برای مهار این مشکل اقدام عاجلی به عمل آورند.

 

فائق احمدی

حسابدار رسمی 

دکترای مدیریت مالی و عضو هیات علمی دانشگاه ازاد اسلامی قشم